ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1124
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آگاه به ترتيب و تهذيب آن دانش ميپردازد و هر مسئله را در جايگاه و باب و فصل خود قرار ميدهد چنان كه اين وضع در « المدونة » به روايت سحنون از ابن قاسم و « العتبيه » به روايت عتبى از اصحاب مالك مشاهده مىشد ، چه بسيارى از مسائل فقه در كتب مزبور در باب خود نيامده بود . از اين رو ابن ابو زيد به تهذيب « المدونة » همت گماشت ، ولى « العتبية » هم چنان نامهذب باقى مانده است و در هر باب آن مسائلى از باب ديگر ميتوان يافت ، ولى جويندگان دانش با بودن « المدونة » و تهذيب ابن ابو زيد و هم تهذيبى كه « برادعى » پس از وى نوشته است ديگر از « العتبية » بىنياز شدهاند . 6 - هنگامى كه مسائل دانشى در ضمن ابواب دانشهاى ديگر پراكنده باشد و برخى از دانشمندان به موضوع و كليهء مسائل آن متوجه شوند و آنها را گردآورى كنند آن وقت از اين راه فن يا دانش نوينى تنظيم ميگردد و بر شمارهء علومى كه بشر انديشهء خود را در آنها به كار ميبرد و در آنها تمرين و ممارست مىكند افزوده مىشود چنان كه در دانش بيان روى داده است و عبد القاهر جرجانى و ابو يعقوب يوسف سكاكى مسائل علم بيان را در كتب نحو پراكنده يافتند ، چه جاحظ در كتاب « البيان و التبيين » بسيارى از مسائل آن دانش را گرد آورده بود و آن وقت دانشمندان متوجه آنها شدند و در صدد كشف موضوع و جدا كردن آن از ديگر علوم برآمدند و در علم بيان به تأليف پرداختند و كتب مشهورى در آن علم نوشتند كه بمنزلهء اصول فن بيان شمرده ميشد آنگاه آيندگان آنها را فرا گرفتند و چنان در تكميل و توسعهء آن دانش كوشيدند كه بر همهء متقدمان برترى يافتند . 7 - تلخيص و مختصر كردن كتب متقدمان و آن هنگامى است كه مشاهده شود كتابى در زمرهء امهات فنون بشمار ميرود و از مآخذ اساسى آنهاست ، ولى بسيار مطول و دامنهدار است ، آن وقت دانشمندى بر آن مىشود كه اين كتاب را بطور ايجاز و اختصار تلخيص كند و مباحث مكرر آن را بيندازد و در عين حال بر حذر